|
من نوشتم از رويا اون نوشته بي رحمه
من نوشتم از قسمت
اون نوشته سرگرمه
من نوشتم از دردم از شباي بي خوابي
اون نوشته از عشقو
لحظه هاي بي تابي
من نوشتم از تقدير خيلي وقته مأيوسم
اون نوشته اشكاتو
دونه دونه مي بوسم
من نوشتم از بازي از يه بازي ساده
اون نوشته آروم باش
حلقه هم فرستاده
من نوشم از غصه تر شده مث بارون
اون نوشته صبرت كو
صبر ليلي و مجنون
من نوشتم اينجاها آدم آهني داره
اون نوشته چشم تو
كلي روشني داره
من نوشتم از عكساش توي آلبوم قرمز
اون نوشته تنها تو
جز تو با كسي هرگز
من نوشتم از ترسم از وفا كه كميابه
اون نوشته از دوريم
شب با گريه مي خوابه
من نوشتم از پاييز از يه عصر رويايي
اون نوشته حاضر باش
نوعروس زيبايي
من نوشتم از عشقت شهر قصه مي سازم
اون نوشته گرمم كن
تو الهه نازم
من نوشتم از دوريت برگ خاطرم زرده
اون نوشته هم خونت
اين روزاس كه برگرده
من نوشتم از رفتن وعده هاي 5 عصر
اون نوشته از گل ها
مي سازم برات يه قصر
من نوشتم از حالم از موهاي آشفته
اون نوشته كه قلبش
قصمو بذاش گفته
من نوشتم از حرفام كه تحملش سخته
اون نوشته از دوري
بدجوري دلش تنگه
من نوشتم از ابرا از اونا كه اون بالان
اون نوشته مثل ما
خيلي آدما تنهان
من نوشتم از دريا كه يه شب مي ريم باهم
اون نوشته زير پات
مي ريزم گل مريم
من نوشتم از عشقم كه براش نهايت نيست
اون نوشته كه بشمار
مختصر، فقط تا بيست
من شمردمو، اونم داشت به لبام نگاه مي كرد
پشت پنجره آروم داش
منو صدا مي كرد
حرفامون يه جور نامس با جواباي ساده
خوش به حال اون كه زود
نامشو جواب داده
گرد خستگي ها رو از رو گونه هاش چيدم
گريه هامو بوسيد و
گونه هاشو بوسيدم
زير سايه اين شوق من نشستمو، اون خوند
من شكفتمو، اون گفت
من شكستمو، اون موند
زندگي يه بازي بود ما يه مهره از شطرنج
وعدمون بازم پاييز
ساعت هميشه 5 |